Saturday, 5 Khordad 1397، 10:20 AM

درباره سايت

⭐گیمجا⭐

با سلام خدمت گیمر های عزیز
مجموعه وبسایت های گیمجا از 96/11/6 به یاری خدا شروع به کار کرده است.

اهداف و برنامه های گیمجا فراهم نمودن محیطی کاملا حرفه ای و بی نیاز کردن گیمر از جستجو در زمینه های بازی در سایت های مختلف خارجی و داخلی است.
امید است با همراهی شما و معرفی وب به دوستان خود سرعت ما را در این کار بهبود ببخشید.

همچنین دعوت می شود از وبسایت های خرید و فروش کنسول و بازی که در اینجا لینک داشته باشند.
کلیه خدمات وب رایگان هستند و برای راحتی و رضایت گیمر ها می باشند.
برای اتصال به سایر گیمجاها به قسمت پیوندها مراجعه فرمایید.


بایگانی

پيوندها

تصاوير برگزيده

شبکه های اجتماعی

۱ مطلب با موضوع «بازی های ترسناک» ثبت شده است

۰

Resident Evile7

بازی های ترسناک

Resident Evile7

داستان بازی، در ابتدای کار چندان خلاقانه و نوآورانه به نظر نمی‌رسد. حتی شروع بازی و ورود شما به محلِ اصلی، شباهت‌های زیادی به عنوان Outlast دارد. شما در نقش مردی به نام ایتِن (Ethan) قرار دارید. شخصی که سه سال تمام همسرش را گم کرده است و پس از این مدت طولانی، ویدیویی به دستش می‌رسد که وی را به یافتن همسرش امیدوار می‌کند. ویدیویی که پای ایتِن را به خانه‌ای پرماجرا و هولناک باز می‌کند. برای شروع کار داستانی کلیشه‌ای ولی مناسب برای چنین ژانری به نظر می‌رسد. این داستان زمانی جذاب‌تر می‌شود که ایتِن همسرش را می‌یابد و مهم‌تر از آن با اعضای عجیب و غریب ساکن در این خانه آشنا می‌شود. وقتی ایتن برای اولین بار میا (همسرش) را ملاقات می‌کند، بدون اینکه حرفی زده شود، همه چیز قابل درک است. چهره درهم ریخته میا، سفید شدن تعدادی از موهایش و رفتار هراسان و آشفته وی به خوبی نشان می‌دهد که وی در این سه سال چقدر رنج و درد تحمل کرده است. نیم ساعت که از زمان بازی بگذرد، تازه می‌فهمید که بازی چه پیچ و تاب‌هایی دارد و داستان تا چه حد شما را درگیر خود می‌کند و دائما دیدگاه‌های شما را تغییر می‌دهد.

را از این قرار است که میا تحت تاثیر عادات و رفتارهایی که اعضای خانواده به وی تحمیل کرده‌اند، یک خوی شیطانی و تاحدودی زامبی مانند پیدا کرده است که دائما ماهیت و شخصیت وی را عوض می‌کند. میا لحظه‌ای همسر شماست و لحظه‌ای دیگر بی‌رحمانه با یک اره برقی به جان شما می‌افتد. چنین تغییراتی را می‌توانم به دو قطب مثبت و منفی آهنربا تشبیه کنم. جایی که گاها تمام تلاش شما فراری دادن میا است و گاهی با تمام وجود به دنبال فرار از دست خودِ میا هستید. ابتدای بازی با چنین حالت گیج کننده‌ای پیش می‌رود تا شما را وارد داستان اصلی کند. جایی که پدر خانواده، میا و ایتن را به خانه می‌برد و حالا می‌خواهد از ایتِن هم یک میای دیگر بسازد در این بین شخصیتی به نام زوئی هم با تلفن‌هایی که به شما می‌کند و راهنمایی‌های کوتاه و مهمی که به شما می‌رساند، همانند یک کنترل از راه دور، شخصیتِ شما را تحت هدایت خود دارد. از طرفی هم سکانس آشنایی شما با خانواده سه نفره موجود در خانه به قدری خشن، هولناک و عجیب است.که شما را در انبوهی از سوالات غرق می‌کند؛ اما همه این سوالات با روش‌های گوناگونی پاسخ داده می‌شود. دقیقا همانند یک پازل.